X
تبلیغات
آنالیز کامل تفنگ های بادی
شکار با تفنگ بادی
این تاپیک رو باز میکنم تا در مورد عوامل موثر در دقت تیراندازی با تفنگ بادی در اون بحث بشه.
هدف از این تاپیک ایجاد فضایی برای تبادل اندیشه های شما در اینباره است که چگونه گروپ کوچکتری در تیراندازی بدست بیاریم.
گمان میکنم بشه این موضوی رو در 3 بخش بررسی کرد:
1- دقت تیرانداز
2- دقت تفنگ و دوربین
3- دقت ساچمه
در بخش اول میشه در مورد مهارتهای لازم برای استفاده از تفنگ بادی هنگام تیراندازی توسط تیرانداز صحبت کرد.
مسائلی مانند نحوه نگه داشتن تفنگ در دست, نحوه کشیدن ماشه, کنترل تنفس وغیره.
در بخش دوم , عوامل موثر در دقت در ساخت خود تفنگ و دوربین رو مد نظر قرار میدیم . عواملی مانند شل شدن پیچهای تفنگ
و تاثیر اون روی دقت. یا دقت ساخت لوله تفنگ ویا تاثیر چوک در لوله روی دقت شلیک ها.
در بخش سوم هم میتونیم در مورد ساختمان ساچمه ها و عوامل در موثر دقت در اونها صحبت کنیم. همینطور میتونیم انواع مختلف
ساچمه های موجود در بازار رو از این نظر تست کرده ونتایجش رو اینجا قرار بدیم.
برای شروع بحث, من مسئله ای رو در مورد بخش 3 یعنی دقت ساچمه طرح میکنم واون مسئله تقارن در ساخت ساچمست.
تقارن در ساخت ساچمه نقش مهمی در دقت ساچمه داره, چرا که اگه ساچمه کاملا متقارن ساخته نشه, بعلت اونکه در حال پرواز بسمت هدف,
در حال چرخیدن بدور خودش هم هست, مرکز جرم اون در خارج از محور اصلیش قرار گرفته و  در حال حرکت به جلو به آرامی از مسیر
اصلی خارج شده و بدور محور اصلی شروع به چرخیدن میکنه. شعاع این چرخش با جلو رفتن ساچمه افزایش پیدا میکنه و در نتیجه ساچمه شما
مثلا در فاصله 10 متری بجای اونکه به مرکز هدف برخورد کنه, به محیط دایره ای به قطر 1 سانتیمتر(به مرکز هدف) برخورد میکنه.
حالا اگه فاصله 20 متر بشه , قطر دایره برخوردتون هم 2 سانتیمتر میشه. یعنی شما با ساچمه نا متقارن موفق به زدن هدف نمیشید.
به عکس زیر توجه کنید: 


در عکس سطح مقطع چند ساچمه ایرانی و چند ساچمه خارجی رو میبینید.
ساچمه های سمت راست خارجی و ساچمه های سمت چپ ایرانی هستند. خودتون میتونید در مورد تقارن ساچمه ها قضاوت کنید.
لطفا به متقارن نبودن حفره داخل ساچمه نسبت به سطح بیرونی اون در ساچمه های ایرانی توجه کنید, همینطور به یکسان نبودن
شکل این حفره در 3 ساچمه که همه از یک قوطی برداشته شده اند.
این نشوندهنده یکی از عواملیه که باعث میشه ساچمه های ایرانی, دقت کمتری از ساچمه های خارجی داشته باشن.

یکی دیگه از مشخصات ساچمه ها که تو دقتشون موثره, وزن اوناست,چرا؟
چون نیروی فنرثابته (با تقریب قابل قبولی) و مسافتی که ساچمه در طی اون مسیر شتاب میگیره هم ثابته, هر چی وزن ساچمه بیشتر باشه,
سرعت اون هنگام خروج از لوله کمترمیشه ( البته با فرض مساوی بودن بقیه مشخصات ساچمه).
و همونطور که میدونید سرعت اولیه متفاوت باعث تراجکتوری متفاوت شده و در نتیجه محل برخورد ساچمه شما با هدف, به سمت بالا
یا پایین تغییر مکان میده.
البته به دلایل مختلف , امکان اینکه همه ساچمه های یک قوطی عین هم باشند نیست ولی میشه تلرانس اونها رو با کنترل دقیق مراحل تولید, کم کرد.
و اینجاست که تفاوت ساچمه های خوب و معمولی با هم مشخص میشه.
من براتون یک آزمایش ترتیب دادم و در اون دو نوع ساچمه رو با هم از نظر وزنی مقایسه کردم.
برای اینکار بصورت رندوم از هر یک از ساچمه ها تعداد زیادی (40 عدد از یکی و 50 عدد از دیگری) رو برداشته و اونها رو
بکمک یک ترازوی دقیق که تا 0.01 گرم رو اندازه گیری میکنه وزن کرده و نتایج رو وارد Excel کردم . 


 


نتیجه رو میتونید در شکل زیر ببینید. 


ستون اول سمت چپ جدول ,وزن ساچمه بر حسب گرم و ستونهای وسط و سمت راست بترتیب تعداد ساچمه های DIABOLO و BIJHAN هستند که وزن مربوطه
را داشته اند. بعنوان مثال , ردیف دوم  بیان میکنه که 12 ساچمه DIABOLO دارای وزن 0.83 گرم بودند و 1 ساچمه BIJHAN هم همین وزن را داشته.
در شکل سمت چپ تصویرهم, همون اطلاعات بصورت بارگراف نشون داده شده.
در این گراف ستونهای آبی رنگ , معرف فراوانی ساچمه های DIABOLO و  ستونهای قرمز رنگ معرف فراوانی ساچمه های BIJHAN هستند .
اعداد 1 تا 11 هم معرف وزنهای 0.82 گرم تا 0.92 گرمند ( با  پله های 0.01 گرم). همانطور که میبینید مرکز فراوانی در دو ساچمه متفاوته و مشخصا ساچمه بیژن سنگینتره.
اما چیزی که در این نمودار مهمتره, اینه که گستره توزیع ساچمه DIABOLO کوچکتره, یعنی تلرانس وزنی این ساچمه کمتره واین خیلی خوبه.
هرچه ساچمه دقیقتر باشه این تلرانس کمتره و هربار که شما ساچمه ای رو از قوطیش بر میدارید و شلیک میکنید ,میتونید مطمئن باشید که تفاوت کمی در سرعت اولیه
خواهند داشت واین به اون معنیه که تلرانس محل برخورد ساچمه با هدف در محورY  (ارتفاع) خیلی کم خواهد بود.
البته تغییر در سرعت اولیه شلیک به فاکتورهای دیگه ای از ساچمه هم مربوط میشه که بعدا در مورد اونها صحبت میکنیم.
اما در مورد رابطه اضافه وزن با تقارن, ابتدا بذار بجای " اضافه وزن" بگیم تغییر وزن یا تغییر جرم , چون ما نمیدونیم تو یک بسته ساچمه ,
کم وزن ترینشون ساچمه اصلی باشه.
مثلا اگه به همین نمودار بارگراف ساجمه بیژن نگاه کنی , میبینی بیشترین فراوانیها مربوط به وزنهای 0.88 و 0.89 گرمی میشه که جزو نیمه بالائی
توزیع وزنی محسوب میشه.
یا در بارگراف ساجمه دیابلو که 5 جور ساچمه تو قوطی دیده میشه کدومشون ساچمه اصلیه؟
پس بیا سوالت رو اینطور مطرح کنیم که :  این" تغییر" جرم چه تاثیری روی شکل ساچمه گذاشته؟
قبل از اینکه به این سوال جواب بدم, باید بگم که در مطلبی که من در مورد تاثیر وزن ساچمه در دقت اون نوشته بودم فرضم این بود که بقیه فاکتورها ثابت بوده و
فقط در مورد وزن با هم متفاوتن, تا بشه فاکتورها رو بصورت مستقل مورد بررسی قرار داد, بنابراین فرض کرده بودم که دو ساچمه متقارن اما با جرمهای مختلف
رو داریم با هم مقایسه میکنیم.
اما جواب سوال: برای اینکه به این سوال پاسخ بدیم که  تفییر جرم ساچمه چه تاثیری روی شکل ساچمه گذاشته , باید ابتدا به این سوال جواب بدیم که چرا توی یک
قوطی ساچمه , چند جور ساچمه وجود داره؟ و برای پاسخ به این سوال باید از نحوه تولید اون ساچمه , یعنی مراحل مختلف خط تولید اون, بخوبی مطلع باشیم.
متاسفانه اطلاعاتمون(یا حداقل من یکی) در این مورد کمه. چون اینطور اطلاعات , جزء اطلاعات مهم شرکتهای ساچمه سازیه, معمولا زیاد در موردش صحبت نمیکنن.
همینجا خوبه پیشنهاد کنم که اگه دوستان , اطلاعات کامل , دقیق و موثقی در این رابطه ( ساخت ساچمه) دارن , تو یک تاپیک مستقل مطرح کنن. قطعا میتونه خیلی جذاب باشه.
اما جوابی که من میتونم با اطلاعات محدودم به این سوال بدم که چرا چند جور ساچمه توی یک قوطیه, اینه که میتونه دوتا دلیل داشته باشه:
1- یکی از روشهای ساخت ساچمه , استفاده از قالب و تزریق سرب مذاب در این قالبهاست.
پس از سرد شدن سرب و در آوردن ساچمه ها از قالبها , کمی پلیسه که ناشی از نفوذ سرب, لای درز قالبهاست روی ساچمه ها باقی میمونه که ممکنه کارخونه سازنده
یک مرحله در خط تولید برای حذف(عملا کاهش) این پلیسه ها در نظر بگیره و یا در صورت کم بودن این پلیسه ها , ساچمه ها رو به همین وضع بسته بندی کنه.
در هر دو حالت و بخصوص حالت دوم , ساچمه ها کاملا متقارن نیستند ولی شاید بشه گفت ساچمه سبکتر بعلت اینکه پلیسه کمتری داره , متقارن تره.

2- ساچمه هائی که با این روش یعنی تزریق ساخته میشه, از قالبهایی استفاده میکنند که دارای تعداد زیادی حفره تزریق در قالب بوده که هر کدام , یک ساچمه رو
بوجود میارن. و کارخونه سازنده از تعداد زیادی از این قالبها بطور همزمان برای تولید ساچمه استفاده میکنه.
حالا باید توجه کرد که حفره های هر قالب کاملا یک اندازه نیستن و به دلیل تلرانسهایی که در ساخت خود قالب وجود داره , این حفره ها اندکی (هر چند ناچیز)
 با هم تفاوت دارن. بنابراین ساچمه هایی که از این حفره ها بدست میان, کمی با هم از نظر شکل و وزن فرق میکنن.
در این حالت دیگه نمیشه حکم کلی در مورد ارتباط وزن با تقارن ساچمه داد. ساچمه سبکتر میتونه متقارن تر باشه و یا ساچمه سنگینتر.

حالا ترکیب حالتهای 1 و 2 رو در نظر بگیرید که ساچمه ها از قالبهای متفاوت بهمراه پلیسه خارج شده باشن. میبینید که دیگه نمیشه قضاوت صریحی راجع به
ارتباط وزن  و تقارن اونها داشت. بعبارتی میشه این دو فاکتور رو مستقل از هم دونست.
در عکس زیر میتونید پلیسه ناشی از درز قالب رو روی ساچمه ببینید: 
 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 22:16  توسط سعید قاسمیان | 


scope

سئوال اول : معنی اعداد و فرمولی که روی دوربین ها حک میشه چیه ؟ مثلا 4X32


من این سئوال رو توی یک پستی در جواب یکی از دوستان جواب دادم. اینجا هم برای اینکه مسائل همه با هم باشه دوباره مینویسم. روی همه ادوات نوری که به نحوی کار دوربین رو برای ما میکنن فرمولی مشابه اونچه بالا هست یا بهتر بگم به شکل AXC یا A-BXC نوشته میشه و مختص دوربین اسلحه نیست. به صورت ساده در این فرمول ها :

A : مینیموم قدرت بزرگ نمایی دوربین هست. یعنی در حالت معمولی دوربین اشیاء رو A برابر بزرگتر نشون میده.

B : ماکزیمم قدرت بزرگنمایی دوربین هست. یعنی دوربین در بالاترین قدرت خودش اشیاء رو B برابر بزرگتر نشون میده.

C : قطر عدسی شئی دوربین ما هست به میلی متر.

اما فرق AXC با A-BXC چیه ؟ خب دومی دوربین از نوع زوم متغییر هست و سومی دوبین با زوم یا قدرت بزرگنمایی ثابت.


سلکتور قدرت بزرگنمایی در دوربین با قدرت متغییر



سئوال دوم : آیا بین این اعداد یعنی قدرت بزرگنمایی دوربین و قطر لنز رابطه ای هست؟


بله. خیلی مهمه که ما همه خوب به این نکته دقت کنیم که موقع خرید دوربین نباید فکر کنیم هر دوربینی که قدرت بزرگنمایی بالاتری داره بهتره. قدرت بزرگنمایی یا زوم بیشتر یعنی نیاز به نور بیشتر . به همین دلیله که در دوربین های با قدرت متغییر هر چه قدرت دوربین رو بیشتر کنیم تصویر ما تاریکتر یا سایه ها بیشتر میشن. هر چه بخواهیم در زوم بالا کیفیت تصویر رو ثابت نگه داریم باید به نسبت قطر لنز شئی رو افزایش بدیم. چون اینکار اجازه ورود نور بیشتری به داخل دوربین رو میده. پس بین این اعداد رابطه ای هست که مارو از نحوه و کیفیت تصویر دوربینمون با خبر میکنه.


سئوال سوم: من میخوام دوربین بخرم. باید دوربین با چه قدرتی رو انتخاب کنم ؟


برای شکار و تیراندازی معمولی قدرت بین 4 تا 6 برابر مناسب هست. قدرت بین 9 تا 12 برای تیراندازی در فواصل طولانی و قدرت 20 برای تیراندازی به اهداف ثابتی که حرکت ندارن مثلا هدف های کاغذی خیلی خوب هست. حالا حتما این سئوال پیش میاد که خب که چی ؟ هرچی دوربین قوی تر بخریم که بهتره ؟!! اما نه. ببینید. هرچه دوربین شما قدرت بالا تری داشته باشه شما دارید منطقه کمتری از هدف خودتون دو مشاهده میکنید. مثلا فرض کنید دوربین اسلحه شما اونقدر قوی هست که میتونید از 30 متری یه کفشدوزک رو که داره روی ساقه یک گیاه بالا میره ببینید. خب این خیلی خوبه و حال میده. حالا آیا اگر کفشدوزک یهو بپره روی یه ساقه دیگه میبینیدش؟ نه . چون شما اونقدر زوم کردید که دارید کفشدوزک رو میبینید و نمیتونید منطقه زیادی از مسیر حرکتی اون یا چیزی که اطرافش هست رو ببینید. خب آیا برای یک شکارچی که معمولا با اهداف متحرکی که ممکنه خیلی هم سریع یهو حرکت کنند این مقدار قدرت خوبه ؟ یا ممکنه باعث بشه هدف رو به کرات گم کنه. فکر کنم حالا منظور منو از اعدادی که گفتم فهمیدید. فراموش نکنید که زوم بیشتر یعنی از دست دادن میدان دید بیشتر.


سئوال چهارم : رتیکل یا بعلاوه یا همون شکلی که داخل دوربین میبینیم اصلا چیه و مهمه ؟


بعله که مهمه. بهش رتیکل میگن... کراس هر میگن .... شبکه میگن و ممکنه خیلی چیزهای دیگه. من بهش میگم رتیکل. شما ممکنه داخل دوربین های انواع و اقسامش رو ببینید. من اینجا به سه تا از مهمترین هاش اشاره میکنم و مختصرا اونها رو توضیخ میدم.

رتیکل های ساده یا معمولی ، رتیکل های دوپلکس و رتیکل های Mil Dot . این نوع آخری رتیکل رو مفصلا توی یک پست دیگه توی بخش تیراندازی توضیح دادم که میتونید از توی اون بخش پیداش کنید و مطالعه کنید.

در قدیم الایام این بعلاوه رو از نخ ابریشم یا تار انکبوت می ساختن. امروزه اما اونها رو از تارهای فلزی خیلی نازک می سازن و یا روی عدسی حکاکیشون میکنن. در نوع رتیکل های ساده شما چیزی نمیبینید جز دو تا خط که با هم زاویه نود درجه ساختن. مثل شکل پائین.


رتیکل ساده


این نوع از بعلاوه برای تیراندازی روی هدف کاغذی خوبه و فقط میشه موقع خرید بین ضخامت خط ها انتخاب کرد. چون برای هدف کاغذ استفاده میشه کرد خب هر چی این ضخامت کمتر باشه بهتره دیگه نه ؟ . معمولا داخل دوربین ها یک لوله دیگه قرار داره که بهش میگن لوله ارکتر . این رتیکل ها داخل اون لوله هستن. وقتی ما دوربین رو تنظیم میکنیم در حقیقت داریم با دو تا پیچ اون لوله رو جابجا میکنیم.

نوع دیگه رتیکل ، نوع دوپلکس هست. به شکل پائین.


رتیکل دوپلکس


همونطور که میبینید توی این نوع رتیکل خطوط در ابتدا ضخیم هستن و وقتی به هم میرسن خیلی نازک میشن. این ضخامت باعث میشه بتونیم اهدافی که در پس زمینه تاریک و تیره هستن رو راحت تر هدفیابی کنیم. چه بسا شما در این شرایط اون قسمت نازک رتیکل رو اصلا نبینید. قسمت نازک تر هم به ما امکان بالا بردن دقت در تیراندازیمون رو میده. این نوع رتیکل خیلی محبوب هست.

نوع سوم هم همونطور که توی شکل پائین میبینید نوع Mil Dot هست که قبلا در موردش توضیح دادم.




سئوال پنچم : دوربین اسلحه من فوکوس هم داره. چطوری می توانم از فوکوس استفاده کنم؟


من خیلی ها رو دیدم که ابدا توجهی به فوکوس توی دوربین اسلحه ندارن و یا این فوکوس رو با فوکوس توی دوربین عکاسی اشتباه میگیرن. ببینید. فرض کنید داریم با یه دوربین اسلحه و یک دوربین عکاسی به یک آهو نگاه میکنیم و میخواهیم عمل فوکوس رو انجام بدیم. در دوربین عکاسی هدف از فوکوس اینه که ما شفاف ترین و تیز ترین تصویر از آهو رو ببینیم اما در دوربین اسلحه ما میخواهیم شفاف ترین و تیز ترین تصویر رو ... نه از آهو بلکه از رتیکل دوربین ببینیم. این خیلی خیلی مهمه و توی تیر اندازی دقیق خیلی به ما کمک میکنه. به خاطر همین هم شما وقتی با دوربین عکاسی کار میکنید بسته به فاصله دوربین تا جسمی که میخواهید ازش تصویر بگیرید مدام فوکوس رو تغییر میدید اما در دوربین اسلحه ما یکبار دوربین رو از سمت لنز چشمی فوکوس میکنیم ( با چشم خودمون تطابق میدیم ) و بعد تقریبا تا زمانی که کسی اونو تغییر نده یا کس دیگری نخواهد از دوربین استفاده کنه تنظیموشو عوض نمیکنیم. پس هدف از فوکوس کردن دوربین اسلحه اینه که ما وقتی داخل دوربین رو میبینیم رتیکل رو تار و سایه دار نبینیم بلکه اونو واضح و روشن ببینیم. اما چطور اینکارو بکنیم؟ خیلی ساده است. دوربین رو بگیرید سمت یک سطح سفید و روشن. زیاد داخل دوربین رو نگاه نکنید چون چشم خودکار خودشو تصحیح میکنه و ما نمیخواهیم که این اتفاق بیافته. خیلی سریع داهل دوربین رو نگاه بندازید و ببینید آیا رتیکل واضحه ؟ ( چشم باید همیشه موقع نگاه داخل دوربین پنج تا ده سانتی متر فاصله داشته باشه ) . اگر نبود اونقدر پیچ تنظیم فوکوس رو تنظیم کنید و اینکارو تکرار کنید تا رتیکل رو واضح و پر رنگ ببینید.


تنظیم کننده فوکوس


سئوال ششم : پارالکس چی بید ؟


خب مطلبی که در مورد فوکوس گفتم رو در نظر بگیرید. حالا اگر ما بخواهیم علاوه بر فوکوس دروبین اسلحه فوکوس دوربین عکاسی رو هم به دوربین اسلحه مون اضافه کنیم دوربین ما دارای یک پیچ تنظیم دیگه در قسمت لنز چشمی میشه به نام تنظیم کننده پارالکس یا AO . هر دوربینی این ویژگی رو نداره. حالا اصلا پارالکس یعنی چی ؟ راستش اصلا دوست ندارم در مورد پارالکس که چیه حرف بزنم چون خیلی خارج از بحثه اما همینقدر میگم که مثل حرکت در کنار جاده و نگاه کردن به دکل های برق توی یک ردیفه. دکل هایی که به ما نزدیکن تند تر از دکل هایی که از ما دور هستند حرکت میکنن. یه چیزی توی این مایه ها به بیان دیگه تفاوت بین زاویه دید روی اشیاء دورتر و نزدیک تر هست. توی دوربین این موضوع ممکنه باعث ایجاد مقدار کمی خطا در نشانه روی بشه. به همین دلیل بعضی دوربین ها پارالکس رو تصحیح میکنن. برای تنظیم پارالکس کافیه مثل دوربین عکاسی عمل کنید. یعنی به شی نگاه کنید و اونقدر تنظیم کنید تا تصویر هدف واضح بشه دوستان من.


تنظیم کننده پارالکس AO



نوع دیگری از تنظیم کننده پارالکس که استفاده از آن به علت بزرگی خیلی آسان و دقیق هست



سئوال آخر : بابا آخرش چطوری دوربین بخریم؟


این میشه سخت ترین قسمت. همونطور که حالا میبینید خریدن دوربین برای اسلحه مسئله ای هست که فاکتورهای زیادی رو توی خودش می گنجونه. در اکثر اونها هم یه نوع تضاد هست یعنی اگر چیزی رو به دست میارید به ازاش چیزی رو از دست میدید. من توصیه میکنم اگر می توانید همیشه برای اسلحه های تون دوربین های با توان متغییر بخرید. چون در زوم مینیموم تصویر واضحی دارن و اگرم خواستید خیلی فیلم مابانه تیر اندازی کنید میتونید از قدرت بالاشون استفاده کنید. اونهایی هم که دنبال شکار هستند خب نیاز به قدرت کمتری دارن تا اونهایی که میخوان هدف زنی کنند. دوربین های قدرت کم میدان دید بالایی دارن که برای شکارچی ها خوبه. 4-12 خیلی خوبه . از طرفی اگر اسلحه بادی شما خیلی گنده و قوی هست باید دوربینی بخرید که زود از تنظیم خارج نمیشه و قدرت تحمل لگدهای دو جهته این نوع تفنگ ها رو داره یا به قولی برای تفنگ بادی Rate شده. فراموش نکنید که برای پایه دوربینتون هم حتما یک ترمز یا مقاومت بگیرید که در پشتش نصب کنید. حتما هم دقت کنید که دوربین و پایه هاش به هم بخورن. اگر بین انتخاب رتیکل ها مردد موندین توصیه میکنم با دوپلکس ها شروع کنید . بعدا که اسلحه هاتون زیاد شد میتونید مدل های دیگه رو هم امتحان کنید.

خب. در بخش قبلی در مورد مطالب اولیه ای که باید در مورد دوربین می دونستیم صحبت کردم. قرار شد در این بخش نحوه نصب دوربین رو اسلحه رو بررسی کنیم. خیلی از تیراندازها روی اسلحه خودشون دوربین نصب میکنن. در واقعیت هم معمولا اولین چیزی که ما بعد خرید خود اسلحه از فروشگاه میخریم یک دوربین و متعلفات نصب کردنش هست. بعضی ها ممکنه فکر کنن که نصب کردن دوربین روی اسلحه کار خیلی حرفه ای و خاصیه که از عهده اونها خارجه و باید شخص فروشنده یا یک حرفه ای براشون دوربین رو نصب کنه در حالی که نصب دوربین روی اسلحه یکی از آسون ترین کارهاست. در حقیقت وسایل حرفه ای و راههای زیادی برای نصب و تنظیم دوربین روی اسلحه ( چه اسلحه گلوله زنی و چه بادی ) وجود داره. جالب اینجاست که من تا چند وقت پیش فکر میکردم این وسائل توی ایران نیست تا توی هفته گذشته رفتم فردوسی و در کمال تعجب یک مغازه رو دیدم که تمام وسائلی که من فکر میکردم نمیشه توی ایران پیدا کرد داشت. وسیله ای به نام Bore Sighter وجود داره که به وسیله اون میشه دوربین رو بدون هدر دادن تیر یا ساچمه تنظیم کرد. این مغازه سه مدل مختلف از جمله لیزری اون رو هم داشت. حتی کرونی یا کرونوگراف رو هم که برای اندازه گرفتن سرعت ساچمه اسلحه استفاده میشه داشت. این وسیله خیلی به درد آدمهایی که خیلی توی اسلحه بادی وسواس دارن و آزمایش زیاد میکنن مثل خودم من میخوره. اگرچه  تمام اینها گران قیمت هستن. مثلا bore sighter لیزری رو صد و بیست هزار تومان میداد.
دوربین برای اسلحه های گلوله زنی رو معمولا روی 100 متر تنظیم و صفر میکنن. بدون این وسائل شخص باید بره محلی که بتونه با خیال راحت توی 100 متری تیراندازی کنه و اگه ماهر باشه حداقل 10 تا تیر شلیک کنه تا دوربینشو تو 100 متری صفر کنه. برای اسلحه بادی بسته به نوع اسلحه و نحوه کار تیرانداز و علاقه شخصی این فاصله از 10 متر شروع میشه تا ... . من خودم ترجیح میدم دوربین اسلحه ام رو با توجه به وزن ساچمه ای که با اون سلاح شلیک میکنم صفر کنم. فاصله پنجاه متر رو ترجیح میدم.

وسائل نصب دوربین و قطعات

1- ریل یا مونت ( Mount )

الان دیگه اکثر اسلحه های بادی جدی و حرفه ای از قبل روی خودشون این محل رو برای نصب دوربین دارن. در اکثر اسلحه ها هم به صورت یک ریل یازده میلیمتری با سطح مقطعی به شکل اتصال دم چلچله ای هست. در مورد این قسمت نکته مهم یکی جنس ریل هست و دیگری سوراخ های روش. در مورد جنس میتونه از آلمینیوم یا فولاد باشه. جنس نباید طوری باشه که بعد از بستن دوربین و در اثر فشار آچار و لگد اسلحه روی ریل خوردگی ایجاد بشه و ریل جا باز کنه. جون اونوقت همیشه دوربین از تنظیم زود در میاد. نکته بعدی هم سوراخ های روی ریل هست. سازنده های مختلف طور های مختلفی این سوراخ ها رو قرار میدن. روی پایه دوربین یک زائده فلزی هست ( یا دو تا ) که توی این سوراخ ها گیر میکنه و از تکون خوردن پایه دوربین جلوگیری میشه. حالا باید محل این سوراخ و اون زائده با هم جور در بیان. تو بعضی اسلحه ها ممکنه این محل طوری روی هم چفت بشن که یک سانت از پایه دوربین از روی ریل بزنه بیرون یا چفت نشن. این نکاتی هست که باید در مورد ریل بهش دقت کرد.

2- پایه دوربین


پایه دوربین میتونه به شکل یک تکه یا دو تکه خریداری بشه . در پائین شکل پایه دوربین یک تکه و دو تکه رو میبینید.


اما مزایا و معایب هر کدوم چیه ؟

پایه دوربین های یک تکه اتصال قوی تر و محکم تری رو ( نسبتا ) میتونن به ما بدن. در سلاح های گلوله زنی معمولا نمیشه از پایه دوربین های یک تکه استفاده کرد. چرا؟ چونکه اونجا ما قسمت پوکه پران و تغذیه اسلحه رو داریم . به خاطر همین توی اون اسلحه ها استفاده از پایه های دو تکه بهتره . یکی دیگه از بدی های پایه های یک تکه به نظر من اینه که شما نمیتونید فاصله بین حلقه ها رو تغییر بدین و اگر بنا به شکل فیزیکی دوربین بخواهید همچین کاری بکنید مجبورید برید سراغ پایه های دو تکه. پایه های دو تکه سبک تر هم میکنن وزن نهایی تفنگ رو و برای نصب روی ریل به شما امکان مانور بیشتری رو میدن. در کل تنها مزیت پایه های یک تکه نسبت به دو تکه اینه که میشه اونها رو محکم تر بست.  نحوه نصب هم خیلی ساده است. با استفاده از آچار آلن سایز مناسب پیچ های رو پایه دوربین رو شل میکنید و پایه رو به شکل کشویی روی اتصال دم چلچله ای یا همون ریل جا میندازید. باید اون رائده و سوراخ ها همدیگه رو بگیرن بعد هم پیچ ها رو سفت میکنید. اونقدر سفت هم نکنید که ریل رو خراب کنید و شل بشه. بعد از اینکه پایه رو درست بستید پیچ های روی حلقه ها یا رینگ ها رو باز کنید . اینجا محلی هست که دوربین رو قرار میدیم. اما قبل از همه اینها باید یادتون باشه که اسلحه رو کاملا روی سطحی تراز قرار بدید و مدام این موضوع رو در حین کار چک کنید . پایه اسلحه ، پایه دوربین و بعد خود دوربین هم باید تراز باشن قبل از سفت کردن پیچ ها . دوربین رو که داخل رینگ ها قرار دادین یک تراز بزارین روی دوربین . معمولا دوربین کمی به عقبه. من توصیه میکنم با استفاده از چند لایه آلمینیومی یا مقوا و قرار دادن اونها زیر بدنه دوربین و رینگ تا حد امکان دوربین رو تراز کنید . این کار باعث میشه برای تنظیم دوربین کلیک های کمتری استفاده بشه.

حالا نکته دیگه اینه که دوربین رو در چه فاصله ای از چشم خودمون سفت کنیم. این موضوع فرمول نداره میدونید آخه دوربین ها طولهای مختلفی دارند. اما اینطوری بگم بهتره اسلحه رو مانند زمانی که میخواهید شلیکش کنید به دست بگیرید و دوربین رو که هنوز سفت نکردین روی پایه جلو و عقب ببرید و ببینید توی چه فاصله ای بهترین تصویر رو دارید و بدون فشار زیاد به چشم و گردن میتونید داخل دوربین رو واضح ببینید. معمولا چیزی حدود 10 سانتی متر از چشم تا لنز چشمی میشه. با توجه به اندازه قنداق و فیزیک بالا تنه شخص این مسئله فرق میکنه. برای همین من میگم اسلحه واقعا بعد یک مدت یک وسیله کاملا شخصی میشه. برای من تیر اندازی با سلاح های بزرگ خیلی راحت تره و خب بخوام دوربین روش ببندم هم این مسئله توی کارم تاثییر داره. بعلاوه وقتی دوربین جلوتر بسته میشه حالت در بر گرفتن اسلحه کامل تر میشه و تیرانداز بهتر میتونه اسلحه خودشو موقع نشانه روی در بر بگیره. اینها همش مسئله فیزیک شخص و اسلحه اونه و به نظر من افراد یکی دو بار که دوربینشونو باز و بسته کنن با توجه به شرایط خودشون به بهترین ترکیب میرسن.

دقت کنید که دوربین چون هنوز بسته نشده ممکنه حول خودش هم بچرخه. اینطوری شما وقتی از توش نگاه کنید بعلاوه رو با افق یکی نمیبینید. باید دقت کنید که وقتی می خواهید پیچ ها رو سفت کنید با یک دست محکم دوربین رو نگه دارید که نچرخه. حالا میتونید پیچ های رینگ ها رو ببندید. دقت کنید که حتما این کار رو به صورت ضربدری انجام بدید تا بالانس وضعیت دوربین حفظ بشه. نکته بسیار مهم اینه که ابدا پیچها رو زیاد سفت نکنید. اکثرا این کارو میکنن . چون تعداد پیج ها زیاده سفت کردن بیش از حد باعث میشه نیروی زیادی به تیوب دوربین وارد بشه و ممکنه منجر به شکستن  و یا دفرم شدن داخل دوربین بشه. پس زیادی هم پیچ ها رو سفت نکنید. دقت کنید در تمام مراحل کار یا در پوش لنز ها بسته باشه یا دستتون ابدا به لنز برخورد نکنه. اصولا لنز دوربین رو هرگز و هرگز و هرگز و هرگز نباید نیاز بشه تمیز کنید.

خب اگر اینکارو با دقت انجام بدین دوربینتون رو به راحتی نصب کردین. اما انتظار نداشته باشین الان روی هر چیزی که گرفتید بعلاوه رو درست همون جا بزنید. هنوز دوربین شما تنظیم نشده. در حال حاضر اگر جایی رو در حدود 25 متری خودتون نشونه بگیرید و شلیک کنید حدود 15 تا بیست سانت پائین تر و سمت چپ هدف رو خواهید زد. در قسمت بعدی میگیم که چطور دوربین رو تنظیم کنیم و کارمون با دوربین به اتمام میرسه.


قبل از اینکه شروع کنید :


قبل از اینکه شروع کنید دوست دارم حتما به چند نکته دقت کنید:


1- برای تنظیم دوربین باید نهایتا یک ساچمه رو انتخاب کنید و تمام کار تنظیم رو با همون مدل ساچمه انجام بدین. این کار به دلیل اینه که نباید وزن ساچمه ای که می خواهید دوربین رو بر اساس اون تنظیم کنید فرق کنه وگرنه کارتون همش اشتباه میشه. توصیه من اینه که یک مدل ساچمه ای که میدونید از اون بیشتر از بقیه استفاده میکنید انتخاب کنید. بعد از اینکه دوربین رو صفر کردید برای شلیک بقیه ساچمه ها باید محاسبه کنید.

2- تا اونجا که ممکنه از تنظیم دوربین در روزهای بادی پرهیز کنید چون اشتباه رو زیاد میکنه. اگر میتونید توی یک محیط سربسته مثلا یک سوله این کارو بکنید که چه بهتر

3- از دیگر خطاهایی که باید سعی کنیم تا حد ممکن اونو کم کنیم خطای انسانی در تیراندازی هست. پس یک از راه های کم کردن این خطا اینه که تا اونجا که ممکنه محل اسلحه ثایت باشه و حتما مطمئن باشید بین شلیک ها اسلحه کمترین تغییر موقعیت رو داره.

4- خطای انسانی خود تیرانداز مطلبی هست که ممکنه باعث بشه شلیک های شما همگرا نشن و شما فکر کنید ایراد از دوربین هست. پس اگر میدونید که هنوز در تیراندازی اونقدر ماهر نشدین که بتونید شلیک های همگرا داشته باشید تنظیم دوربینتون رو به کسی بسپرید که میدونید تیراندازیش از شما بهتره.

5- محل نصب سیبل باید کاملا ثابت باشه تا خطا درست نشه. مثلا از آویزون کردن سبیل به شاخه درخت یا میله با نخ پرهیز کنید.

6- من در اینجا دو روش رو مطرح میکنم. یکی بدون محاسبه تعداد شمارش کلیک ها هست که ممکنه زمان بیشتری بگیره و دومی با شمارش هست که کار شما رو توی تخمین تعداد چرخاندن کلیک ها راحت تر میکنه .

7- دقت کنید پشت محل تیراندازی کسی رد نشه و خسارت ایجاد نکنید.


سیبلی که باید درست کنید




دقت کنید بهتره برای سیبل از کاغذ تنها استفاده نکنید. استفاده از مقوایی که خم نمیشه خیلی بهتره . چون هم جای شلیک روش بهتر بریده میشه و هم خم نمیشه و خطا ایجاد نمیکنه . تنها کاری که باید بکنید اینه که اون سیبل رو بردارید و با ماژیک 4 تا خط روش بکشید تا مثل شکل پایین که من درست کردم بشه. حالا اینکه اونهایی که روی شکل هستن چی هستن در ادامه اومده.


سیبل رو ابتدا در فاصله مورد نظرتون که میخواهید دوربین رو توش تنظیم کنید به صورت عمود بر زمین نصب کنید. اما من توصیه میکنم این کارو برای بار اول در فاصله 25 متری انجام بدید. حالا به توضیح شکل میپردازم:

Acceptable windage error margin : مقدار خطای عرضی قابل قبول برای ماست . دقت کنید که این مقدار قابل قبول کاملا دست ماست و به فاصله بستگی داره. شاید شما بخواهید اسلحه شما یک پشه رو در 100 متری بتونه هر بار بزنه . مشکلی نداره موفق باشید میتونید از امروز تا 50 سالگیتون به تنظیم دوربین اسلحه مشغول شید . اما باید منطقی باشید. داشتن شلیک های همگرایی که پراکندگی اونها به اندازه یک سکه 50 تومانی باشه در 25 متر کاملا ایده آل هست برای هر نوع کار و شکاری. قطعا اگر خواستید توی 80 متری دوربینتون رو تنظیم کنید میتونید این باند خطا رو کمی پهن تر بگیرید. این روش صفر کردن سبک منه. به این ترتیب اگر محل اصابت ساچمه به از نظر عرضی به مقدار این باند چپ و راست باشه شما مشکلی باهاش نخواهید داشت. بشتر باشه میگید خطا میزنه.

Acceptable elevation error margin : عین توضیحات بالاست فقط در مورد ارتفاع خطا .

Elevation error : خطای ارتفاع شلیک شما و هدف . یعنی شما اگر خال سیاه رو نشانه بگیرید همیشه به این میزان بالاتر یا پائین تر از هدف رو میزنید.

Windage error : خطای عرضی شلیک شما . اگر خال سیاه رو نشانه بگیرید همیشه به این مقدار چپ یا راست هدف رو خواهید زد.

Group : همان گروه تیر است. در تیراندازی هرگز در مورد دقت اسلحه با یک شلیک نظر داده نمیشه. اسلحه دقیق اسلحه ای هست که هر بار با آن تیراندازی میکنید تیرها در محل اصابت با اختلاف کمی از هم وجود داشته باشند. معمولا به اندازه کمتر از یک سکه 50 تومانی.

سئوال : آیا برای تست دقت اسلحه باید حتما دوربین یا دستگاه نشانه روی آن را تنظیم کرد ؟

جواب : ابدا ! برای تست دقت لزومی نداره اسلحه حتما از نظر نشانه روی تنظیم باشه. کافیه شما یک نقطه رو هر بار به عنوان نشانه در نظر بگیرید و به آن شلیک کنید. ممکنه تیر های شما هر با 15 سانتی متر با هدف فاصله داشته باشند. اما اگر فرضا شما 10 شلیک کردید و هر 10 تیر شما در فاصله 15 سانتی متری هدف سمت چپ خورد پس هم نشانه گیری شما درست بوده و هم دقت اسلحه بالاست. هدف سنجش دقت بوده و این یعنی اسلحه همیشه یک جا را میزند. حالا اگر دستگاه نشانه روی تنظیم بشه چون اسلحه هم دقیقه همیشه همانجا را میزند که شما می خواهید.

اما چرا این وسط این سوال رو مطرح کردم ؟ چونکه بهتون بگم توی تنظیم دوربین ابدا سعی نکنید خال سیاه رو بزنید. مثلا اگر شلیک کردید 10 سانت چپ خورد شما نباید بگید الان 10 سانت راست تر میگیرم که بخوره به هدف. نه اینکار کمکی به تنظیم دوربین شما نمیکنه. هدف اینجا بدست آوردن مقدار خطای تنظیم دستگاه نشانه روی هست و برای اینکار باید هر دفعه فقط یک نقطه رو نشانه بگیرید و شلیک کنید. پس باید دقت زیادی به خرج بدید. برای اینکار گروپ میگیریم. مثلا 5 شلیک انجام میدیم اگر همه یک محدوده کوچک خورد مطمئن میشیم که اسلحه دقیقه و روی گروپ حساب میکنیم اما اگر شلیک ها واگرا بودند دوربین رو تنظیم نمیکنیم یا میریم تیراندازی مون رو خوب میکنیم یا میریم اسلحه بی دقت رو پس میدیم. البته ساچمه و خوب بودن اون برای اسلحه هم توی داشتن شلیک های واگرا خیلی موثر هست.

حالا کاری که ما می خواهیم بکنیم اینه که تا اونجا که ممکنه این Windage error و elevation error رو کاهش بدیم و برسونیم توی محل تقاطع باند های قابل قبولمون. پس قدم به قدم شروع میکنیم.

1- دوربین رو به درستی فوکوس میکنیم ( اگر نمیدونید معنی این کار چیه و چطور انجام میشه قسمت های قبلی رو بخونید )

2- اگر دوربین ما دارای قدرت متغیر هست اون رو  روی بیشترین حالتش قرار میدیم ( اگر نمیدونید قدرت متغیر چیه قسمت های قبلی رو بخونید )

3- با دقت به سمت هدف ( که همون مربع ناشی از تقاطع دو باند قابل قبول هست ) 5 شلیک میکنیم ( گروه 1 )

از اینجا به بعد به دو روش میتونیم عمل کنیم . اول روش بدون محاسبه رو توضیح میدم

4- معمولا برای دوربین های نو گروه های شلیک در همون ناحیه ای که منم توی شکل کشیدم تشکیل میشه. یعنی سمت چپ و پائین . فرض میکنیم اینطور هست. با حالا که میبینیم گروه شلیک همگرا شده برای از بین بردن Windage error توسط قلطک Windage روی دوبین اونقدر می چرخونیم که وقتی دوباره شلیک کردیم گروه به سمت راست حرکت کرده باشه. اگر هنوز شلیک ها به داخل باند نرسید بود به تنظیم قلطک ادامه میدیم. دقت کنید که ارتفاع شلیک ها در این مرحله مهم نیست. معمولا روی فلطک Windage حرف L و جهتش حک شده که اون جهت به سمت چپ هست. پس ما مخالفش می چرخونیم.

5- وقتی Windage رو به داخل باند آوردیم ( مرحله 2 ) همین بساط رو برای elevation تکرار میکنیم. تا Elevation هم به داخل باند بیاد . همین تموم شد . دوربین تنظیم شده.

دقت کنید که اینکه اول Windage رو از بین ببریم یا elevation رو تقدم و تاخری به هم ندارن به همین دلیل من توی شکل هر دوی گروه های اینها رو تحت نام مرحله 2 زدم. روی قلطک ارتفاع معمولا حرف U یا هماه Up زده شده.

از اونجا که توی روش اول ممکنه مجبور شید تیر های زیادی شلیک کنید ( چون دقیقا نمیدونید چند تا کلیک باید قلطک ها رو بچرخونید و با آزمون و خطا اینکار رو میکنیم ) روش دومی هم هست که با کمی محاسبه کار تنظیم رو زودتر به اتمام میرسونه. اول باید بفهمیم که هر کلیک دوربین ما + رو چقدر جابجا میکنه یا به عبارت دیگه اگر من یک کلیک رو به بالا بچرخونم ساچمه من چقدر جابجا میشه. این موضوع رو معمولا روی خود قلطک دوربین باید نوشته باشه. مثلا نوشته 4/1" در 100 یارد. این یعنی اینکه هر کلیک روی دوربین شما محل اصابت ساچمه رو در 100 یاردی به اندازه یک چهارم اینچ تغییر موقعیت میده. پیچیده شده ؟! نخیر. حالا ما میدونیم کلیک ها چقدر جابجایی دارن اما گفته توی 100 یارد ما که توی 25 متری داریم تیر اندازی میکنی. با یک محاسبه ساده نسبت و تناسب بدست میاریم که در 25 متری ما به اندازه 0.06 اینج هر کلیک ساچمه رو جابجا میکنه. به خاطر همین هم هر چی فاصله ای که میخواهیم توش دوربین رو تنظیم کنیم نزدیک تر باشه باید خیلی خیلی بیشتر قلطک ها رو بچرخونیم تا در 100 یاردی. این یعنی اینکه در 25 متری من اگر یک کلیک قلطک رو به سمت U بچرخونم محل اصابت 0.1 سانتی متر بالاتر میره. با دونستن این موضوع روش دوم رو ادامه میدیم.

4- مقدار Elevation error و Windage error رو میریم و با خط کش اندازه میگیریم . فرض کنیم Elevation error  در مثال ما 10 سانتی متر و Windage error مثلا 7 سانتی متر باشه. برای اینکه ببینیم قلطک ها رو چند کلیک باید بچرخونیم سریعا محاسبه میکنیم.

تعداد کلیک های لازم به سمت بالا = 0.1/10 =100 کلیک

تعداد کلیک های لازم به سمت راست = 0.1/7 = 70 کلیک

به این ترتیب بدون اینکه مجبور باشیم آزمون و خطا کنیم و تیرهای بیشتری هدر بدیم سریع به تعداد به دست اومده کلیک ها قلطک های رو میچرخونیم و خواهیم دید که اگر دقیق بوده باشیم حالا دوربین داره دست نشانه میگیره . دقت کنید که برای اندازه گیری فاصله از مرکز تقریبی گروه تیر استفاده کنید.

سئوال : آیا ایرادی داره که توی هر با شلیک هم Elevation  و هم windage رو تصحیح کنیم ؟

جواب : خیر. من جدا جدا گفتم برای تمرکز و سادگی بیشتر کار روی یک مورد.


بعد از تنظیم دوربین توی 25 متری میتونید مثلا برید و همین کار رو در فاصله 50 متری انجام بدید. در اونجا محاسبات با در نظر گرفتن این فاصله انجام میشه. انتخاب روش به عهده خودتون. تک تیراندازان حرفه ای از همین روش محاسباتی و بدست آوردن و تقریب فاصله برای زدن هدف خودشون استفاده میکنن. توی تک تیراندازی فرصت برای زدن تیر قلق و بدست آوردن خطا نداریم. یک تیر داریم که اونم باید از توی سر هدف بدبخت عبور کنه پس جایی برای خطا نیست.


بعد از اینکه کار تنظیم به پایان رسید درپوش قلطک ها رو بذارید. بسیار خب دیگه همه چیز تموم شد. بازی تموم شد دیگه شما یک تیرانداز با اسلحه تنظیم هستید و خطرناک محسوب میشید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 8:19  توسط سعید قاسمیان | 
 


 متذکر می شویم که پایه دوربین تنها یک وسیله ظاهری که دوربین را به اسلحه متصل کند نیست. البته در بسیاری موارد دیده شده در بعضی تفنگ های بادی با وجود نصب پایه دوربین های غیر استاندارد ، نیاز تیرانداز را تا حدودی فراهم کرده است. ولی در اغلب دقت بالای چندانی در تیراندازی برای دوربین این تفنگ ها به دست نمی آید. اگر بخواهیم به صورت فنی و صحیح به این مساله بپردازیم باید به صورت دقیق و فنی ساخته شده باشد ، اتصال مناسبی بین دوربین و اسلحه به وجود آورد ، از آلیاژ مناسبی تهیه شده باشد به گونه ای که با باز و بسته شدن مکرر دچار تغییر شکل نشود ، همچنین محل پیچها و قسمتهای متحرک آن به مرور زمان دچار ساییدگی نشود.
کارخانجات سازنده تفنگ بادی عموما از یک ریل و یا شیار ایجاد شده روی بدنه تفنگ به پهنای 11 میلیمتر استفاده می کنند که شکل و زاویه گوشه های مقطع آن مشخص است. اگر روی قسمت بدنه انتهایی تفنگ بادی شیار ایجاد شده باشد ، قسمت بالای مقطع آن دارای یک قوس می باشد که توسط برخی سازندگان حرفه ای پایه دوربین مورد توجه قرار می گیرد به طوری که قسمت زیرین پایه و فک های متحرک آن کاملا روی وجوه شیار بوجود آمده قرار گیرند. روی برخی از شیارها و یا تسمه های ایجاد شده در تفنگ های بادی ، سوراخهایی تعبیه شده که برای قرار گرفتن زائده پایه دوربین و یا قطعه ضد شوک مورد استفاده قرار می گیرد. بدین ترتیب از پس زدن پایه دوربین جلوگیری می شود. پایه های دوربین تفنگ بادی اغلب به صورت یک تکه و یا دو تکه ساخته می شوند. مهم آن است که قسمت فک های متحرک این پایه ها به صورت مناسب مقطع ریل تفنگ را در برگیرد و یک اتصال دقیق و مناسب بین پایه و اسلحه ایجاد کند.
از آنجایی که دوربین های تفنگ بادی عموما از تیوب یک اینچی استفاده می کنند ، پایه دوربین های تفنگ های بادی نیز بر این اساس از نوع رینگی می باشند و اغلب از جنس آلومینیوم و آلیاژهای آن ساخته می شوند تا هم از لحاظ قیمت مقرون به صرفه باشند و هم وزن آنها زیاد نباشد.
یک نکته مهم دیگر که باید به آن توجه نمود آن است که قسمت داخلی رینگهای این پایه دوربین ها باید کاملا دایره و متناسب با اندازه تیوب دوربین باشد و بتواند درگیری دقیق و مناسبی بین بدنه دوربین و حلقه ها بوجود آورد. از طرفی باعث تغییر شکل و خرابی دوربین نشود. در هر قسمت این رینگها ممکن است یک یا دو پیچ برای محکم کردن آن وجود داشته باشد.
 پایه دوربین های ساده دو تکه با یک پیچ در هر طرف
 
 پایه دوربین تفنگ بادی با یک زوج پیچ در هر طرف
 
قسمت بدنه برخی پایه دوربین ها مانند شکل زیر به صورت تو خالی به گونه ای ساخته شده که تیرانداز هم بتواند با دوربین تیراندازی کند و هم بتواند در صورت لزوم از شکاف درجه و مگسک استفاده نماید.
 پایه دوربین های مناسب برای تیراندازی با شکاف درجه و مگسک
 
همانگونه که گفتیم برای اطمینان بیشتر از تثبیت پایه روی تفنگ ، از قطعاتی برای ایمنی در برابر شوک استفاده می شود که اغلب دارای زائده مخصوص می باشند که در سوراخ روی ریل یا شیار تفنگ واقع می شوند. این زائده ها که در خود پایه ها هم ممکن است وجود داشته باشند ، معمولا به قسمت زیرین قطعات پیچ می شوند. در پایه های دو تکه این قطعه اغلب در پشت پایه جلویی قرار می گیرد ، چرا که این قسمت بیشترین نیرو را در این نوع پایه ها تحمل می کند.
قسمت زیرین این پایه ها که با تفنگ درگیر می شود از قسمت اتصال به دوربین جدا شده و به نوعی نیرویی که توسط تفنگ در دو جهت به پایه وارد می شود ، در این سیستم پایه دوربین خنثی می شود.   

قطعات ضد شوک تفنگ های بادی ( Safety Block  )

برای تفنگ بادی با قدرت زیاد اغلب از پایه های یک تکه استفاده می کنند. از آنجایی که در این سیستم پایه ، سطح بیشتری با مقطع ریل تفنگ درگیر می شود ، می توان از این پایه ها به عنوان انتخابی مناسب برای تفنگ های بادی با شوک زیاد نام برد. ولی اگر این پایه ها از دقت مناسبی برخوردار نباشند ، کارایی لازم حتی به اندازه یک پایه دو تکه ساده را ندارند. 
 
 
برای نصب پایه دوربین ها ابتدا قسمت فوقانی رینگها را باز می کنیم و در پایه های دو تکه فاصله پایه ها را با توجه به طول تیوب اصلی دوربین تنظیم می نماییم. از آنجایی که ریل یا شیار تفنگ های بادی پیستونی اغلب به صورت ممتد روی بدنه ایجاد شده ، امکان نصب پایه دوربین های یک تکه و دو تکه در موقعیتهای مختلف فراهم می شود و می توان دوربین باEye Relief  های متفاوت را روی این تفنگ ها نصب و تنظیم نمود. پس از قرار گیری قسمت زیرین پایه ها ، دوربین از لحاظ موقعیت قرارگیری روی آن آزمایش می شود و فاصله بهینه چشم تا دوربین تنظیم می شود به طوریکه با یک آرایش صحیح ، سر تیرانداز نسبت به اسلحه و دوربین احساس راحتی کند. سپس قسمت فوقانی رینگها نصب و پیچ آنها محکم می شود.
برخی از پایه های یک تکه دارای رینگهای مجزا از قسمت زیرین ( Base ) می باشند و این امکان وجود دارد که با قرار دادن یک قطعه زیر رینگها ، دوربین با قطر لنز شیئی بیشتر روی تفنگ نصب شود.
همچنین در قسمت زیرین آنها ممکن است سوراخهایی وجود داشته باشد که می توان رینگها را در آنها جابجا کرد. بدین ترتیب انواع دوربین ها با طول تیوب اصلی متفاوت را می توان روی آنها نصب کرد.
 
 
 
نمونه این پایه ها ، پایه ساخت B-Squre می باشد که قسمتهای متحرک این پایه که به پیچ متصل می شوند همگی از فولاد ساخته شده اند. در ساخت رینگها و قسمت زیرین آنها هم از آلومینیوم سخت با چگالی بالا بهره گرفته شده است.
 
پایه یک تکه ساخت B-Squre
 
به عنوان پیشرقته ترین و دقیق ترین نوع پایه های یک تکه تفنگ های بادی از پایه Dampa نام می بریم که برای تفنگ های بادی قوی و برای تیراندازی دقیق و مطمئن ساخته شده است. البته قیمت پایه این پایه دوربین ها نسبتا گرانتر از سایر پایه های مشابه می باشد. ولی در ساخت آن برای جلوگیری از شوک بالای تفنگ تمهیداتی فراهم شده است.
 
 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 8:8  توسط سعید قاسمیان | 
خوب در مورد اسلحه ای میخوایم صحبت کنیم که نیم دهه از حضورش در ایران میگذره و میشه راجب کیفیت این محصولات نظر جامعی ارایه داد ...البته من با تمام مدلهای گامو آشنایی ندارم ولی تا حدی که ممکنه اینجا مطالب رو میزارم و اگر دوستان دیگه مطلب دارن میتونن کامل کنن .

کلا حضور گامو در عرصه تفنگ بادی یک حضور خاص هست ...اسپانیا در کل کشور بسیار مرتبطی با این مقوله نیست و حالا به هرشکلی خودش رو وارد رقابت جهانی کرده . من در یک تقسیم بندی شخصی معایب و محاسن محصولات گامو رو دسته بندی کردم :

محاسن این برند :

1)جامع بودن محصولات :

در کل گامو در این زمینه خوب کار کرده و در تخصصی تفنگ بادی تقریبا کمتر چیزی هست که جا افتاده باشه ..این خیلی مهمه که یک کمپانی درتمام محصولات مرتبط با تیراندازی کامل باشه .در حقیقت ما از گامو یک چرخه کامل داریم . تفنگ /ساچمه/دوربین/پایه/.گامو حتی در زمینه سیبلهای فیلد تارگت هم بیکار ننشسته .

2)ظاهر جذاب :

عموما محصولات گامو نگاه هر بیننده ای رو جذب میکنه و درتمام مدلهاش از نظر شکلی کشش ایجاد میشه .

3)قدرت و دقت قابل قبول :

محصولات گامو در کتگوری قدرت و دقت موفق هستند .البته این مقدار هرگز به پای محصولات هاتسان نخواهد رسید .

4)تنوع در زیرشاخه های هر محصول :

باز هم از محاسن این برند انتخابهای زیاد هست ...این الگوی رفتاری گامو نه تنها در اسلحه هاش بلکه در ساچمه و دوربینهاش هم مشخصه ! کمتر شرکتی اینقدر تنوع محصول داره و این از برتریهای گامو هست .در زمینه ساچمه هم این برتری وجود داره .

حالا میپردازیم به معایب محصولات گامو :


1) تغییر کیفیت محصولات در مدلهای مختلف ...این تغییر در حد ظاهر تفنگ هم بوده که بسیار برای یک تجارت مضر است ..به عنوان مثال تفنگهای شادو 1000 نمونه اول شرکت به مراتب بهتر از مدلهای فعلی است .

2) ارایه تبلیغات توهمی و گمراه کردن بسیاری از علاقمندان این رشته :
معرفی ساچمه سبک PBA و اعلان سرعتهای تخیلی با این ساچمه بسیار در ذهن مشتریان گمراهی ایجاد کرده و این موضوع بخصوص برای کسانی که خیلی آشنا نیستند با برندها میتونه در انتخابشون مضر باشه...فیلم شکار گراز و امثالهم هم یک نمونه از تبلیغات بسیار "چیپ" این کمپانی بوده است .

سرعت یک اسلحه فقط توسط کرنوگراف اندازه گیری میشود و نفوذ تو تخته و صفحات کتاب و سرگراز به هیچوجه نشاندهنده قدرت تفنگ نیست .

3) ارایه محصول بسیار ضعیف گامو 1250 و PBA ...

خوب این 2محصول تقریبا اوج ضعف این کمپانی بود و تمام جذابیتهایی که شادو 1000 با قیمت 150هزار تومن داشت رو ویران کرد ...تفنگ گامو 1250 با سرعت تبلیغاتی 1650 با PBA و 1250 با سرب 4.5 و 910 با ساچمه سربی 5.5 ..

اسلحه ای که در واقع بیشتر از 800 و اندی نزد !!! ..ولی فنری بلندتر از فنر پاتریوت و فضای پیستونی حداقل 2برابر مدلهای دیگه خودش رو در اختیار داشت .
تفنگی با حجم پیستون بسیار بالا و فنر بسیار قوی ..در کل اسلحه ای که انتظار خیلی بیشتری برای قدرت ازش میرفت ...

در کنار اینها یک واشر بسیار ظریف در انتهای پیستون در در کمتر از 50 شلیک کاملا ذوب میشد و لوله ای که در همین تعداد شلیک از اتصال خود لق میشد ..

تقریبا یکی از تراجدی های بزرگ من رویاروی با این اسلحه بود ...اسلحه ای که یک سیکل معیوب فشار فنر و ازبین رفت واشر داشت و به هیچوجه هم اصلاح نشد...

این اسلحه به رقم سنگینی بیش از حد لگد قابل قبولتری از مدلهای دیگر مگنوم داشت و دقت تفنگ نیز خوب بود .بعد از استفاده از این اسلحه قطعا هنر اسلحه ای مثل دیانا 350 رو خواهید دید که با کمتر از نصف قدرت مسلح کردن و فنر نرمتر و استهلاک کمتر سالهای سال قدرتی مشابه رو میدهد .

در کل محصولات گامو بجز مدلهای دلتا و 1250 همگی از یک powerplanet استفاده میکنند ..یعنی قدرت آنها در یک حدود است ...از شادو 1000 گرفته تا cfx و ماکسیما ولی از نظر دقت بسته به طراحی محکمتر قنداق و پین های اتصال تفنگهای زیر تاشو ممکن است متفاوت عمل کند ..

افزایش قیمت 100% الی 300% محصولات گامو از شادو1000 تاقبل از مدل 1250 بیشتر از اینکه مربوط به تکنولوژی خاص مورد استفاده باشد مربوط به تغییرات در ظواهر تفنگ است .

در کل این سری تفنگهای در کالیبر 4.5 بهتر ظاهر شدند .. تفنگهای قبل از سری مگنوم(پرقدرت) در کالیبر 4.5 بهتر عمل میکنند .

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 22:34  توسط سعید قاسمیان | 

راندمان 5.5 و 4.5 کمی تفاوت داره و اونهم به خاطر نسبت بیشتر محیط به سطح مقطع در 4.5 هست.
یعنی اصطکاک لوله در 4.5 نسبت به نیروی رانش اون نسبت به 5.5 بیشتره و این اختلاف به همون نسبت 55 به 45 یا 20 درصد هست.
و به صورت طبیعی راندمان 5.5 توی پی سی پی بیشتره .
ولی بحث من بر سر محاسبه انرژی هست .

توی تفنگ پی سی پی اصلا دلیلی نداره که راندمان حدود 10 درصد باشه.
نیروی پیشران ساچمه در تفنگ 5.5 در 100 بار فشارحدود 22 کیلوگرم هست که خیلی بیشتر از اصطکاک لوله هست.
در ضمن عنصر متحرک خاصی هم نداریم و فقط گرم شدن گاز خروجی ممکنه پیش بیاد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 22:27  توسط سعید قاسمیان | 
با سلام خدمت دوستداران شکار

من سعی میکنم تفنگ های بادی رو طبق قیمت طبقه بندی کنم

۱-زیر ۲۰۰ هزار تومان:

کالیبر ۴.۵:  اگه میتونید تا ۲۰۰ هزار تومان هزینه کنید من gamo whisper x رو پیشهاد میکنم

گامو

این تفنگ بسیار سبکه و سرعت تیر ۱۰۰۰ فیت بر ثانیه داره دارای یک عدد صدا خفه کن هم هست. طراحی این تفنگ فوق العاده هست.تکنولوژی کنترل لگد تفنگ هم روش سواره که باعث میشه تنظیم دوربین رو خراب نکنه. یه دوربین نوریکای ۳۰ تومنی هم روش جواب میده. قیمتش هم دور و بره ۲۰۰ تومنه. وزن خیلی کمی هم داره که خستتون نمیکنه.برای این تفنگ حتما از تیر پرو مگنوم گامو استفاده کنید.

کالیبر ۵.۵:سرعت تیر توی کالیبر ۵.۵ همون طور که میدونید کمتر میشه ولی تخریب بیشتر میشه. زیر ۲۰۰ تومان من کرال ترکیه رو پیشنهاد میکنم که واقعا خوبه و براحتی میتونید تا ۳۰ متری خرگوش بزنید باهاش.سرعت تیرش هم نزدیک ۷۰۰ فیت بر ثانیه هست که به علت سرعت تیر کمتر دقتش خیلی خوبه.

کرال

 قیمت این تفنگ تو ایران حدود ۱۶۰ هزار تومنه. سعی کنید رو این تفنگ دوربین نصب نکنید چون تکنولوژیش توی دوربین ضعیفه و مدام تنظیم دوربینتون رو خراب میکنه.

 

۲- بین ۲۰۰ هزار تا ۴۰۰ هزار تومان.

کالیبر ۴.۵: توی کالیبر ۴.۵ حتما دیانا ۳۵ یاDiana RWS 34 Panther بگیرید

هر دوتاشون سرعت تیر ۱۰۰۰ فیت بر ثانیه دارن و تکنولوژی دیانا هم که همتون در موردش شنیدین. برای این تفنگا حتما دوربین بالای ۱۰۰ تومنی بخرید(ترجبحا leopuld ) . این تفنگا تا ۶۰ متری هم شکار رو میزنن و بالاتر از اون افت تیر و خطا دارنن.

Diana RWS 34 Panther

Diana mod 35

البته تصویر دیانا ۳۵ مال مدل قدیمیشه که آلیاژش قویتره.

۳- بالای ۴۰۰ هزار تومن

قبل از معرفی تفنگ پیشنهادی بالای ۴۰۰ تومن باید یه نکته رو بگم(البته این حرف من نیست بلکه همه متخصصین تفنگ میگن): در تفنگهای قوی خرید کالیبر ۴.۵ دور ریختن پوله چون قدرت تفنگ هدر میره و خطای تیرش فوقالعاده زیاد میشه.

بالای ۴۰۰ تومن حتما دیانا مگنوم ۳۵۰ ترجیحا مدل پرمیوم رو بگیرید.

سرعت تیر ۱۰۵۰ فیت بر ثانیه قدرت تیر ۳۰ ژول باعث شده که این تفنگ از کلت دستی کشنده تر بشه.

تا ۱۰۰ متر هر شکاری زیر سایز خرگوش رو میندازه.

تنها ایراد این تفنگ اینه که دوربین خراب کنه و حتما باید دوربین بالای ۱۴۰ تومن روش بندازید.( leopold or bushnel )

diana 350 magnum

قنداق این تفنگ چوب گردوی آلمانیه که بسیار قوی و زیباست و قیمتش حدود ۲۰۰ هزار تومنه. تمانی قسمتهای این تفنگ از بهترین آلیاژ ساخته شده و در کالیبر ۵.۵ در ۱۰۰ متر فقط ۵ سانتی متر خطا داره.

350 analyse

 

ریل دوربین این تفنگ ۱۱ میلیمتریه. و ۲ تا جای استپ ترمز دوبین داره.

scope

این تفنگ تقریبا ۱۵ مدل داره که قدرتشون تقریبا برابره ولی وزنو قیافشون فرق میکنه.

حتما موقع خرید دقت کنید که شماره سریال روی لولش باشه . با سزیال روی بدنه یکی باشه. و طرح دیانا پشت پیستون  باشه.

diana

میتونید برای این تفنگ از تیر Diana P5 Magnum  استفاده کنید ولی همیشه تیر پرو مگنوم گامو بهتر جواب داده. چون دقت و تخریب زیادی داره.

magnum 350 panther

توصیه میکنم با این تفنگ شکار زیر سایز کبوتر نزنید چون هیچی ازش نمیمونه.این تفنگ اگه تو سرشلیک کنید انسان رو براحتی میکشه پس احتیاط کنید.

350 hunted

 این دو تا سایتی رو که معرفی میکنم حتما برای آشنایی با دیانا ۳۵۰ مطالعه کنید

http://free-sb.t-com.hr/mkeke/Index.htm

http://www.airgunwriter.com/rws-350.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم دی 1389ساعت 21:4  توسط سعید قاسمیان |